نیکا جاننیکا جان، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 9 روز سن داره
پیوند مامان و باباپیوند مامان و بابا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 6 روز سن داره

نیکا قاصدک

گردش در روز تولد

روز جمعه من و آقااحسان تصمیم گرفتیم به نیکا خانم حسابی خوش بگذره. اول که تو حیاط حسابی با هم بازی کردیم. بعد از اون به دلیل خراب شدن یخچال مجبور شدیم مواد غذایی رو خونه بابام ببریم. اونجا هم به نیکا گلی خیلی خوش گذشت. عصر هم نیکا رو پارک بردیم و 9 شب به خونه برگشتیم.   یهو هوا سرد شد و من لباسی برای نیکا نبرده بودم. مجبور شدم یکی از بلوزهاشو تنش کنم.   دو تا از مهربونترین انسانهای روی زمین اینم پایان یک روز مهیج و شاد برای خانواده. شکر گذاری خدای بی همتا نیکا میگه: مان صبا بریم وصو(منظور همون وضوء)، بعد از وضو سریع سجاده رو پهن میکنه و میگه الله بوخون و از نماز فقط کلمه الله ...
23 فروردين 1394

تولد

نیکای عزیزم بودنت بهترین سرود زندگیست... دو سال گذشت دوسال پر از ترس هاس مادرانه پر از اشک های عاشقانه، پر از مسئولیت های پدرانه و  پر از خنده های دلربای تو دیگر آن طفل کوچکی نیستی که جز آغوش من پناهگاهی نداشتی. بزرگ شده ای، قد کشیده ای، حرف میزنی، حرف هایی که تنها مترجم زبانش من هستم... تو بزرگ می شوی و من برای روزهای گذشته دلتنگ می شوم. دلبندم 730روز از آمدنت می گذرد ولی این روزها برای من زود گذشته اند. چطور می شود در حضور فرشته ای معصوم و کوچک گذر زمان را حس کرد؟ فرشته ای که بوی عشق می دهد، بوی ناب خداوندی را... این روزها فقط می خواهم کنارت باشم. ساعت ها به تو خیره شوم و به...
21 فروردين 1394

تقدیم به همه دختر دارها

"دختر" که داشته باشی ؛  انگار خودت را با دست خودت پرورش می‌دهی                   انگار مادری را از کودکی تجربه می کنی ...... دختر است، از کودکی آفریده شده برای مادری ، آن هنگام که عاشقانه موهای عروسکش را شانه می زند و قربان صدقه های مادرانه اش را نثار عروسکش می کند، لالایی برایش میخواند و به رویش می خندد .. دختر است ، آفریده شده تا از کودکی از عزیزانش مراقبت کند آن هنگام که خسته از مشغله های روزانه کنارت می نشیند و دستهایت را با دستهای کوچکش نوازش می کند .. وقتی حتی نه پدر و نه همسر دردت را نمی فهمند ، به ...
19 فروردين 1394

عید 94

بهار برای من همیشه نوید بخش روزهای خوب بوده. حس و حال مردم رو قبل از سال نو دوست دارم. انگار خون تازه ای توی رگهای آدم ها می جوشه. شور و شوق اطرافیان من رو هم به وجد میاره. برای من فروردین نوید بخش زندگیه. ماهی که خدا من رو لایق مادر شدن دونست و بهترین نعمت دنیا رو بهم عطا کرد. دختری مهربان و دوست داشتنی که اکنون بعد از دو سال لحظه ای تحمل دوری ش رو ندارم. امسال عید رو خونه مامان افسانه گذروندیم. و تا شش فروردین هم موندیم. خدا رو شکر همه چیز عالی بود. سوم فروردین هم خانواده من و عمو اینا اومدن ایلام و یه روز رو اونجا موندن. خدایا شکرت این تنها عکسیه که تونستم از دردانه ی عزیزم توی خونه جدید مامان افسانه بگیرم. ...
3 فروردين 1394
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نیکا قاصدک می باشد